با کاروان عشق 2 صفحه 147

صفحه 147

در حيرتم كه از چه بجويم نشان‌ِ تو

ني سر، نه پيرَهَن، ز چه پيدا كنم تو را؟

برگيرمت ز خاك و ببوسم گلويِ تو

خود نوحه مادرانه چو زهرا كنم تو را

ريزم به حلقِ تشنه‌يِ تو، اشكِ چَشمِ خويش

سيراب، تا كه اي گل حمرا! كنم تو را

دشمن نداد آبت اگر، غم مخور حسين!

صحرا ز آبِ ديده چو دريا كنم تو را

اي آن كه داغ‌هايِ جگرسوز ديده‌اي!

اكنون به اشكِ ديده مداوا كنم تو را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه