با کاروان عشق 2 صفحه 15

صفحه 15

خواست آن، سرجلوه‌يِ خَيرُ الاُمَم

چون سحابِ قبله‌باران در قِدَم

بر زمين‌ِ كربلا باريد و رفت

لاله در ويرانه‌ها كاريد و رفت

تا قيامت، قطعِ استبداد كرد

موجِ خون‌ِ او، چمن ايجاد كرد

خون‌ِ او تفسيرِ اين اسرار كرد

ملّتِ خوابيده را بيدار كرد

تيغ «لا» چون از ميان، بيرون كشيد

از رگِ اربابِ باطل، خون كشيد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه