با کاروان عشق 2 صفحه 162

صفحه 162

او سويِ مقتل من سويِ قاتل

او مي‌نشست و من مي‌نشستم

او رويِ سينه، من در مقابل

او مي‌كشيد و من مي‌كشيدم

او خنجر از كين، من، آه از دل

او مي‌بريد و من مي‌بريدم

او از حسين سر، من از حسين دل

حسين‌ِ توست

ناگاه چَشمِ دخترِ زهرا در آن ميان

بر پيكرِ شريفِ امام زمان فُتاد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه