با کاروان عشق 2 صفحه 163

صفحه 163

بي‌اختيار نعره‌يِ «هذا حسين» از او

سر زد چنان كه آتش از آن در جهان فُتاد

پس با زبان پُر گِله آن بَضعَه‌يِ بتول

رو در مدينه كرد كه: «يا أَيُّهَا الرَّسُول!»

اين كشته‌يِ فُتاده به هامون، حسين‌ِ توست

وين صيدِ دست و پا زده در خون حسين توست

اين ماهي فُتاده به دريايِ خون كه هست

زخم از ستاره بر تنش افزون! حسين‌ِ توست

شعر از محتشم كاشاني

جَنْبُ الله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه