با کاروان عشق 2 صفحه 175

صفحه 175

بر كودكان نمود به حسرت همي نگاه

وز خيمه‌گاه گشت روان، سويِ حَرْبگاه

اين را نشاند در بر و بر رُخ فشاند اشك

آن را گذاشت بر دل و از دل كشيد آه

او سويِ رزمگاه شد و در قفايِِ او

فرياد «وا اَخاه»! شد و بانگ «وا اَباه»!

آهِ دردمندان

خواهرش بر سينه و بر سر زنان

رفت تا گيرد برادر را عنان

سيلِ اشكش بست بر شه، راه را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه