با کاروان عشق 2 صفحه 178

صفحه 178

يا كه آهِ دردمندان، در شبي؟

پيشِ پايِ شوق زنجيري مكن

راهِ عشق است اين عنان‌گيري مكن

با تو هستم جان‌ِ خواهر! همسفر

تو به پا اين راه كوبي من به سر

خانه‌سوزان را تو صاحبخانه باش

با زنان در همرهي، مردانه باش

جان‌ِ خواهر! در غمم زاري مكن

با صدا بهرم عزاداري مكن

مَعجَر از سر، پرده از رخ وا مكن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه