با کاروان عشق 2 صفحه 179

صفحه 179

آفتاب و ماه را رسوا مكن

هست بر من ناگوار و ناپسند

از تو زينب گر صدا گردد بلند

هر چه باشد تو علي را دختري

ماده‌شيرا! كي كم از شيرِ نري؟!

با زبان زينبي شاه آنچه گفت

با حسيني‌گوش، زينب مي‌شنفت

شعر از مرحوم عمّان ساماني

صفايِ ديده

چرا بي‌خواهرت، به ميدان مي‌روي؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه