با کاروان عشق 2 صفحه 186

صفحه 186

در آن صحرا چو آتش، شعله‌ور شد

دلِ زينب چو آتش پُر شَرَر شد

ميان‌ِ آتش، آهِ آتشين داشت

زبان‌ِ حال با خود اين چنين داشت:

اگر دردم يكي بودي، چه بودي؟

اگر غم اندكي بودي، چه بودي؟

فراقِِ دوستان و جورِ دشمن

سراسر سهل و آسان است بر من

از آن ترسم كه آتش برفروزد

ميان‌ِ خيمه بيمارم بسوزد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه