با کاروان عشق 2 صفحه 188

صفحه 188

آتش به بالِ مرغِ شباهنگ مي‌زنند

غفلت نگر كه نعره‌يِ مستي و بي‌غمي

پيشِ امامِ خسته و دلتنگ مي‌زنند

غارتگران درون خيامند و كودكان

از ترسشان به دامن‌ِ من چنگ مي‌زنند

بر چهره‌هايِ خسته و مات و پريده‌رنگ

با سيليِ خشونتشان رنگ مي‌زنند

قلبِ «حسان» به يادِ اسيران كربلاست

در هر كجا كه قافله‌ها زنگ مي‌زنند

شعر از حبيب الله چايچيان (حسان)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه