با کاروان عشق 2 صفحه 210

صفحه 210

بال و پر سوخته‌اي، مرغِ گرفتاري هست

شعر از شاعر معاصر: دولتشاهي

شورشِ غم

ما را به سرِ كويِ تو اعدا نگذارند

خواهيم بمانيم در اينجا نگذارند

زينب ز تو اي جان‌ِ برادر! نَكَنَد دل

اعدا بگذارند اگر يا نگذارند

خواهم همه‌يِ عمر كنارِ تو بمانم

امّا چه توان كرد كه اعدا نگذارند

شب مي‌رسد و قافله در حالِ رحيل است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه