با کاروان عشق 2 صفحه 214

صفحه 214

در كاخ يزيدِ دون، تشتِ زر و سر از تو

رسوايي بدكاران با نطق و كلام از من

سر بر سر خاكستر در كنجِ تنور از تو

در گوشه‌ي ويرانه مأوي و مقام از من

اي سري كه بر …

اي سري كه بر نيزه همچو ماهِ تاباني

سرورِ شهيداني، سرورِ شهيداني

من كه خسته‌ام بابا! دل‌شكسته‌ام بابا!

چون ز گلبن‌ِ باغت تازه رسته‌ام بابا!

رويِ نيزه از دختر مي‌كني نگهباني

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه