با کاروان عشق 2 صفحه 218

صفحه 218

همچو «حسان» روز و شب اندر عزاست

مونس او عشقِ دل‌افروز توست

شعر از حبيب الله چايچيان (حسان)

واسطه

جمعي كه خلق شد دو جهان از برايشان

دادند در خرابه‌يِ بي‌سقف، جايشان

آنان كه بودشان به سرِ نُه سپهر، جاي

مجروح از پياده‌رَوي گشت پايشان

شخصي كنيز خواست از آن فرقه‌اي كه بود

جبريل، خادمِ درِ دولتسرايشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه