با کاروان عشق 2 صفحه 219

صفحه 219

آنان كه بود بر سرشان، مِهر، سايه‌بان

در آفتاب سوخت رخِ مه‌لقايشان

آنان كه شُست قابله‌شان زآبِ سلسبيل

از تشنگي پريد ز رخ رنگهايشان

آن فرقه‌اي كه واسطه‌يِ رزق عالَم‌اند

دادند نان به رسمِ تصدّق برايشان

جمعي كه بانويِ حَرَم كبريا بُدند

از نينوا به عرشِ علا شد نوايشان

كردند پايمال، سينه‌يِ جمعي كه روز و شب

زهرا به رويِ سينه همي داد جايشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه