با کاروان عشق 2 صفحه 226

صفحه 226

كه تو و ناقه و محمل همه در گِل برود

باكم از كشته شدن نيست از آن مي‌ترسم!

كه هنوزم رمقي باشد و قاتل برود

سرِ آن كشته بنازم كه پس از كشته شدن

سرِ خود گيرد و اندر پيِ قاتل برود!

دو تشت

از دو تشت آمد صدايِ شور و شين

گاهي از تشتِ حسن گاهي حسين

اندر اينجا قلبِ زينب خسته بود

واندر آنجا دستِ زينب بسته بود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه