با کاروان عشق 2 صفحه 227

صفحه 227

بر سر اين تشت، قاسمِ سينه‌چاك

بر سرِ آن تشت، زينب شد هلاك

از دو لب‌هايِ حَسَن خون مي‌چكيد

خورده لبهايِ حسين، چوبِ يزيد

مصائب اربعين

ديدارِ برادر

سحر چون پيكِ غم از در درآيد

شرار از سينه، آه از دل برآيد

مرا از ديدگان، يك كاروانْ اشك

به شوقِ پاي‌بوسِ رهبر آيد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه