با کاروان عشق 2 صفحه 247

صفحه 247

چون كه از يوسفِ خونين‌بدنش

در كفم هست فقط پيرهنش

دلم از غصّه‌ي يارم تنگ است

آه! سوغاتِ سفر، خون‌رنگ است

من كه از داغِ حسين افسردم

كاش در كرب و بلا مي‌مُردم

شعر از جواد حيدري

داغ حسين

خزان شد لاله‌زارم اي مدينه!

دريغا از بهارم اي مدينه!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه