با کاروان عشق 2 صفحه 248

صفحه 248

منم آن بلبلِ شوريده‌حالي

كه ديگر گُل ندارم اي مدينه!

دلي صد‌پاره‌تر از لاله دارم

به سان‌ِ جسمِ يارم، اي مدينه!

خميده‌قد، شكسته‌دل، به سويت

دوباره رهسپارم اي مدينه!

نمي‌دانم به سوي هاشميّات

چگونه رو بيارم اي مدينه!

از آن ترسم كه عبداللهِ جعفر

بود چشم‌انتظارم اي مدينه!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه