با کاروان عشق 2 صفحه 257

صفحه 257

رنج و حسرت‌كشيده آمده‌ام

بزمِ مِي از جهان دلم را زد

با سري خون‌چكيده آمده‌ام

سوزم از اين سفر چرا آخر

بي‌حسين، نورِ ديده آمده‌ام

من ز رأسِ حسين، رويِ ني

صوتِ قرآن شنيده آمده‌ام

مادرم! فاطمه! نظر بنما

با رخي رنگ‌پريده آمده‌ام

سر بلندم كه من ز جنگِ عدو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه