با کاروان عشق 2 صفحه 258

صفحه 258

افتخار آفريده آمده‌ام

نگينه

داغ و ماتم به سينه كردم من

صبر را بي‌قرينه كردم من

هر كجا با نثارِ جسم و جان

بهرِ ايمان هزينه كردم من

كربلا بود و حنجرِ خونين

بوسه را آتشينه كردم من

افتخارم در اين سفر اين بود

دشمنان، غرق كينه كردم من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه