با کاروان عشق 2 صفحه 259

صفحه 259

چون تو مادر به خطبه‌هايِ خود

شامِ غم را مدينه كردم من

يادِ آن شب كه بر شبيهِ تو

گريه‌ها با سكينه كردم من

واي از آن دم كه با دو دستِ خود

غسل و دفنِ نگينه كردم من

دشتِ بلا

برخيز! حالِ زينبِ خونين‌جگر بپرس

از دخترِ ستم‌زده، حالِ پسر بپرس

با كشتگان به دشتِ بلا گر نبوده‌اي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه