با کاروان عشق 2 صفحه 289

صفحه 289

او بسوزد صاحبش شرمنده است

در مرامم نيست او تنها شود

باعثِ خوشحاليِ اعدا شود

در قيامت، عطر و بويش مي‌دهم

پيشِ مردم، آبرويش مي‌دهم

باز بالاتر! به روزِ سرنوشت

مي‌شود همسايه‌يِ من در بهشت

آري! آري! هر كه پا بستِ من است

نامه‌يِ اعمالِ او دستِ من است

شعر از اميرحسين ميرحسيني

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه