با کاروان عشق 2 صفحه 292

صفحه 292

تا بر سرم، قدم نَنِهي، جان نمي‌دهم

اي خاكِ كربلايِ تو مُهرِ نمازِ من

اين مُهر را به مُلكِ سليمان نمي‌دهم

دل جايگاهِ عشقِ تو باشد نه غيرِ تو

اين خانه‌ي خداست به شيطان نمي‌دهم

گر جرعه‌اي زِ آبِ فراتت شود نصيب

آن جرعه را به چشمه‌يِ حيوان نمي‌دهم

امروز هر كسي به بُتي جان سپرده است

من سر به غيرِ قبله‌ي ايمان نمي‌دهم

تا سر نهاده‌ام چو «مؤيّد» به درگهت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه