با کاروان عشق 2 صفحه 324

صفحه 324

وفاست وامدارِ تو، حماسه يادگارِ تو

حيات دين ز خون‌ِ تو، خداست خونبهايِ تو

اگر كه نامِ مصطفي هنوز بر جهان به جاست

از آن سرِ بريده‌يِ تو هست و از نوايِ تو

گريست در غمت، زمان، به خون نشست آسمان

شب و سياه‌پوشي‌اش شد آيتِ عزاي تو

شعر از جواد محدّثي

روزي كه گِلِ آدم …

روزي كه گِلِ آدم و حوّا بسرشتند

بر نامِ حسين بن علي گريه نوشتند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه