با کاروان عشق 2 صفحه 329

صفحه 329

اشك ارثي است كه ذرّيّه‌يِ آدم دارد

اشك در ماتمِ تو بس كه عزيز است حسين

جاي در چشمِ رسولان‌ِ مكرّم دارد

نازم آن كشته كه تا صبحِ قيامت زنده است

سلطنت همچو خدا در دلِ عالَم دارد

جگرم زخمي آن كشته كه زخمِ بدنش

هر دم از زخمِ دگر، دارو و مرهم دارد

مي‌كند آتش دريايِ غضب را خاموش

هر كه در ديده‌يِ خود يك نم از اين يَم دارد

روزِ محشر نفروشد به دو صد باغِ بهشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه