با کاروان عشق 2 صفحه 340

صفحه 340

آبرويِ همه‌يِ ماست، خدا مي‌داند

اوّلين مُستَمِعِ مجلسِ پُر فيضِ حسين

مادرش، حضرتِ زهراست، خدا مي‌داند

نگهِ آخر او سويِ خيام است ولي

چه در آن آيِنِه پيداست؟خدا مي‌داند

يوسفِ فاطمه افتاد به خاك و دردا!

چه خبر در دلِ صحراست؟خدا مي‌داند

چشمه‌يِ چشمِ «وفايي» شده دريا از اشك

قدرِ آن ديده كه درياست، خدا مي‌داند

شعر از سَيِّد هاشم وفايي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه