با کاروان عشق 2 صفحه 354

صفحه 354

زينب آمد شام را يكباره ويران كرد و رفت

اهلِ عالَم را ز كارِ خويش حيران كرد و رفت

از زمين‌ِ كربلا تا كوفه و شامِ بلا

هر كجا بنهاد پا فتحِ نمايان كرد و رفت

با لسان‌ِ مرتضي از ماجرايِ نينوا

خطبه‌اي جانسوز اندر كوفه عنوان كرد و رفت

فاش مي‌گويم كه آن بانويِ عظمايِ دلير

با بيان‌ِ خويش، دشمن را هراسان كرد و رفت

خطبه‌اي غرّا بيان بنمود در كاخِ يزيد

كاخِ استبداد را از ريشه، ويران كرد و رفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه