با کاروان عشق 2 صفحه 355

صفحه 355

شام، غرقِ عيش و عشرت بود در وقتِ ورود

وقتِ رفتن شام را شامِ غريبان كرد و رفت

شعر از قاسم سروي‌ها (سروي)

مصائبِ

بارِ اسارت

كسي كه غير مصيبت نديد، من بودم

كسي كه عشق از او شد پديد، من بودم

كسي كه قامتِ اسلام شد ز صبرش راست

وليك خود چو هلالي خميد، من بودم

كسي كه فاطمه او را به دامن از اوّل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه