با کاروان عشق 2 صفحه 366

صفحه 366

با خبر از دلِ غمخوار منند

گوشوارِ عرش

نمك بس است همين بر جراحتِ دلِ من

كه قاتلِ تو بود روز و شب مقابلِ من

سر تو گر به سنان پيش رو، به قافله شد

پياده از عقبت، پايِ من پر آبله شد

گهي ز مِهر، نگاهي به ما اسيران كن

گهي تسلّيِ احوالِ غم‌نصيبان كن

كبودي لبت اي گوشوارِ عرشِ مجيد

اگر غلط نكنم هست جايِ چوبِ يزيد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه