با کاروان عشق 2 صفحه 391

صفحه 391

خدا! تنها پناهم را گرفتند

اميدم، تكيه‌گاهم را گرفتند

كنارِ علقمه با گُرز سنگين

علمدارِ سپاهم را گرفتند

تير و كمان …

تير و كمان‌ِ عشق را هر كه نديده گو ببين

قدّ خميده‌يِ مرا، دستِ بريده‌يِ تو را

بدنم را به سويِ …

بدنم را به سويِ خيمه، عزيزان! نبريد

كه خجالت‌زده زان تشنه‌لبِ بي‌شيرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه