با کاروان عشق 2 صفحه 393

صفحه 393

مأمورم آن كه آب رسانم به خيمه‌گاه

بر كودكان‌ِ خسروِ لب‌تشنگان دهم

اي مَشك! تو …

اي مَشك! تو لا اَقَل وفاداري كن

من دست ندارم تو مرا ياري كن

من وعده‌يِ آبِ تو به اصغر دادم

يك جرعه براي او نگهداري كن

اي مَشك! نگاه كن به بالايِ سرم

زهراست نشسته! آبروداري كن!

پژمردن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه