با کاروان عشق 2 صفحه 396

صفحه 396

دست‌ها آماده‌يِ سيلي نبود

تا تو بودي دستِ زينب باز بود

بودنت بهرِ حرم، اعجاز بود

اي ساقيِ سرمستِ ز …

اي ساقيِ سرمستِ ز پا افتاده

دنبالِ لبت، آبِ بقا افتاده

مَشك و عَلَم و دست، سه حرفِ عشقند

افسوس! كه اين هر سه جدا افتاده!

طبيب

ديده بگشا كه حسين با دلِ خونين آمد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه