با کاروان عشق 2 صفحه 399

صفحه 399

الهي! «ميثمِ» دل‌خسته‌ام! اشكِ مرا خون كن!

كه شرحِ اين مصيبت را به خون‌ِ ديده بنگارم

شعر از غلامرضا سازگار (ميثم)

ساقيِ اطفال

اي گنه‌كاران! بشارت باد! زهرا روزِ محشر

آوَرَد بهرِ شفاعت، دست‌هايِ نازنينم

تشنه‌لب در آب رفتم اين سخن با خويشتن گفتم

من چگونه آب نوشم، شاه را عطشان ببينم؟

مَشك را پر كردم از آب، با خودم گفتم كه: بايد

راه نزديكي برايِ خيمه رفتن برگزينم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه