با کاروان عشق 2 صفحه 406

صفحه 406

مِهر آمد بر سرِ بالين‌ِ ماه

روز شد در چشمِ او شامِ سياه

گفت: اي عبّاسِ من! پشتم شكست!

اي همه احساسِ من! پشتم شكست

دريادل

برادر! چه آخر تو را بر سر آمد؟

كه سروِ بلندِ تو از پا درآمد

چه شد نخلِ طوبيٰ‌مثالِ قَدَت را

كه يكباره بي‌شاخ و برگ و بر آمد

چه از تيشه‌يِ اين ستم‌پيشهْ مردم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه