با کاروان عشق 2 صفحه 419

صفحه 419

با فغان‌ِ «پسرم! وا پسرم!» مي‌آيد

باز هم عطرِ گلِ ياس به گيسو داري

اوّلين بار چرا دست به پهلو داري؟

كربلا كوچه ندارد، همه جايش دشت است

ياس در ياس مگر مادر من برگشته است؟

مثل آيينه‌يِ در خاك، مكدّر شده‌اي

چشمِ من تار شده؟ يا تو مكرّر شده‌اي؟

من تو را در همه‌ي كرب و بلا مي‌بينم

هر كجا مي‌نگرم جسمِ تو را مي‌بينم

«إِرْباً إِرْبا» شده چون برگِ خزان مي‌ريزي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه