با کاروان عشق 2 صفحه 434

صفحه 434

شدي آسوده و تنها منم من

گرفتار اندر اين صحرا منم من

پس از تو خاك بر فرقِ جهان باد!

گلستان‌ِ جهان بي‌تو خزان باد!

ز داغِ تو برون جانم ز تن رفت

ضياءِ نور از چشمان‌ِ من رفت

شعر از آيت الله ميرجهاني (قدّس سرّه)

گلِ فاطمي

رود سويِ ميدان علي‌اكبرم

ز تن رفتن‌ِ جان‌ِ خود بنگرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه