با کاروان عشق 2 صفحه 441

صفحه 441

شروع نهضتِ خونين‌ِ كربلا ز تو شد

به نُطقِ زينب كبريٰ به شام، شد تكميل‌

نگاه آخر

به خون‌ِ چهره دادم غسل، از پا تا سرِ خود را

زيارت مي‌كنم با دستِ بسته، رهبرِ خود را

به يادِ حنجرِ خونين و كامِ خشك مولايم

لبِ عطشان نهادم زيرِ خنجر، حنجرِ خود را

به هر جا پا نهادم بر رويَم بستند درها را

كه بر ديوارها بگذاشتم امشب سرِ خود را

به موجِ تيغِ دشمن، دوست را كردم چنان پيدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه