با کاروان عشق 2 صفحه 45

صفحه 45

جان فدايش! كان چنان ساغر كشيد

منزلگه خدا

دل‌مرده را مَحبّتِ من زنده‌دل كند

دل را اگر ز اُلفتِ شيطان بِهِل كند

هر آن كسي كه دور شود از حريمِ من

با دستِ خويش كشتيِ دل را به گِل كند

قلبِ شكسته‌يِ من شده منزلگهِ خدا

سازنده‌يِ دل آمده تعميرِ دل كند

آتش زند به خرمن‌ِ جرم و خطاي خويش

از عشقِ من هر آن كه دلش مشتعل شود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه