با کاروان عشق 2 صفحه 452

صفحه 452

شعر از آقاي علي انساني

يكّه و تنها

در كوفه غريبم و من كاشانه ندارم

گويي بروم خانه ولي خانه ندارم

گر تكيه به ديوارِ تو كردم ز غريبي است

در شهرِ شما خانه و كاشانه ندارم

يك شهر پر از دشمن و من يكّه و تنها

چون طايرِ دور از چمنم؛ لانه ندارم

بهرِ پسرِ فاطمه چون نامه نوشتم

غير از غمِ آن خسروِ فرزانه ندارم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه