با کاروان عشق 2 صفحه 458

صفحه 458

به بالينش حسين بنشست گريان

سرِ خونين او بنهاد دامان

وفا بر عهد و پيمان كرد قاسم

نثارِ عمِّ خود جان كرد قاسم

در آغوشِ عمو دست از جهان شُست

مَلَك بر رزمِ قاسم آفرين گفت

حسين بر نعشِ قاسم روضه مي‌خواند

به رخسارش گلابِ اشك افشاند

بر فَرَسِ تندرو هر …

بر فَرَسِ تندرو هر كه تو را ديد و گفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه