با کاروان عشق 2 صفحه 479

صفحه 479

پَرزنان بنشست بر حلقومِ او

چون دريد آن حلق، تيرِ جانگداز

سر ز بازويِ يدُاللَّه كرد باز

اَللَّه اَللَّه! اين چه تير است و كمان؟!

كس نداده اين چنين تيري نشان!

تا كمان زه خورده، چرخِ پير را

كس نديده دو نشان يك تير را

تير كز بازويِ آن سرور گذشت

بر دلِ مجروحِ پيغمبر گذشت

نوكِ تير و حلقِ طفلي ناتوان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه