با کاروان عشق 2 صفحه 49

صفحه 49

اين جمله به خون بود در آن نشريه مسطور:

«بايد بشر از قيدِ اسارت شود آزاد»

بذر عشق

اي كه آميخته مهرت با دل

كرده عشقِ تو مرا دريادل

بذرِ عشقي كه به دل كاشته‌ام

جز هوايِ تو ندارد حاصل

از مِي عشق تو عاقل، مجنون

وز خُم مِهرِ تو مجنون، عاقل

گر شود كارِ جهان، زير و زِبَر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه