با کاروان عشق 2 صفحه 492

صفحه 492

آمد و آورد هر طرف نگران شد

تا به كه سازد حقوق خويش مدلّل

گفت كه: اي قوم! روحِ پيكرم اين است

ثانيِ حيدر، عليِّ اصغرم اين است

آن همه اصغر بُدند اكبرم اين است

حجّت كبرايِ روزِ محشرم اين است

رحمي كش حال بر فناست محوّل

او كه بدين كودكي گناه ندارد

يا كه سرِ رزم اين سپاه ندارد

بلكه بس افسرده است و آه ندارد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه