با کاروان عشق 2 صفحه 50

صفحه 50

نشود عشقِ تو از دل زايل

كربلا سر زد و پيدا شد حق

جلوه‌اي كردي و گم شد باطل

توئي آن كشتيِ دريايِ حيات

هر كه را مانده جدا از ساحل

دارم امّيدكه گردد روزي

قابلِ لطف تو اين ناقابل

شعر از جواد محدّثي

لعلِ لب

در حشر كه هر كس ز گناهي فتد از پاي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه