با کاروان عشق 2 صفحه 507

صفحه 507

جَذْبه بر جان‌ِ علي‌اصغر فُتاد

مهد را بگذاشت، كرد از عهد، ياد

در جوابِ شاه دين، لبّيك گفت

كه نشايد ديگرم در مَهد خُفت

غم مخور بابا! تو را من ياورم

نيستي تنها بگير اندر بَرَم

گر ندارم قدرتِ جنگ و قتال

مي‌توانم شد به عشقت پايمال

گر رَسَد تيري به جانش مي‌خرم

جان در آغوشت به جانان بسپرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه