با کاروان عشق 2 صفحه 521

صفحه 521

عمّه! بابايم كجاست؟ (2)

گر نموده تشنگي، قلبِ مرا عمّه! كباب

من نمي‌خواهم در اين دشتِ بلا يك قطره آب

جايِ آب و جايِ نان، عمّه! به من فرما جواب

دِه به من يك پاسخي عمّه تو از بهرِ خدا

عمّه! بابايم كجاست؟ (2)

بر زمين اي ذوالجناح! سر از چه اين سان مي‌زني؟

پايِ خود را بر زمين نالان و گريان مي‌زني؟!

با غمت زخمي فزون بر قلبِ طفلان مي‌زني

در حرم از شيهه‌ات شد محشرِ كبريٰ به پا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه