با کاروان عشق 2 صفحه 525

صفحه 525

كه ز خون‌ِ بر رخِ تو رنگ زده؟

كاش اي كاش به جايِ سرِ تو

مي‌بريدند سرِ دخترِ تو

شعر از علي انساني

دست عدو بزرگ …

دست عدو بزرگ‌تر از صورتِ من بود

يك ضربه زد تمام رُخَم را سياه كرد

دردِ دل

روزي كه من از ناقه افتادم و غش كردم

بابا! تو كجا بودي؟ از من تو جدا بودي؟!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه