با کاروان عشق 2 صفحه 533

صفحه 533

وندرين صحرايِ سوزان مي‌دود طفلي سه ساله

پَر زنانه، پاي خسته، دل شكسته

روبرو بر نيزه‌ها، خورشيدِ تابان

مي‌چكد از نوكِ سرخِ نيزه‌ها بر خاكِ سوزان

باز باران

باز باران قطره قطره

مي‌چكد از چوبِ محمل

خاك‌هاي چادرِ زينب به آرامي شود گِل

مي‌رود اين كاروان منزل به منزل

مي‌شود از هر طرف اين كاروان هم‌سنگِ باران

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه