با کاروان عشق 2 صفحه 534

صفحه 534

آري! آري! باز سنگ و باز باران

آري! آري! تا نگيرد شعله‌ها در دل زبانه

تا نگيرد دامن‌ِ طفلان‌ِ محزون را نشانه

تا نبيند كودكي لب‌تشنه اينجا اشكِ ساقي

بر فرازِ خيمه‌ها بر گونه‌ها، بر مَشكِ ساقي

زائرين قبرِ من! …

زائرين قبرِ من! اين شام، عبرت‌خانه است!

مدفنم آباد و قبرِ دشمنم ويرانه است

محو شد آثارِ او؛ پاينده شد آثارِ من

ذلّتِ او، عزّتِ من، هر دو جاويدانه است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه