با کاروان عشق 2 صفحه 539

صفحه 539

تيرِ كين از گلويِ نازك اصغر گيرم

تير عشق

اي عمو! تا ناله‌يِ «هَل مِن مُعينَت» را شنيدم

از حرم تا قتلگه، با شورِ جانبازي دويدم

آن چنان دل برد از من بانگِ «هَل مِن ناصِرِ» تو

كآستينم را ز دستِ عمّه‌ام - زينب - كشيدم

فرصتي نيكو ز «هَل مِن ناصِرَت» آمد به دستم

تو كرم كردي كه من در قُلزم خون آرميدم

جاي تكبيرِ اذان‌ِ ظهر در آغوشِ گرمت

بانگِ مادر مادرِ زهرا در اين صحرا شنيدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه