با کاروان عشق 2 صفحه 541

صفحه 541

شعر از غلامرضا سازگار (ميثم)

خون سرخ

كرده در باغ‌ِ رُخَت گشت و گذار عبداللّه

داده از دست چو مويِ تو قرار عبداللّه

ريخته اندر كف‌ِ خود، دار و ندار عبداللّه

ديده چون بر رخ‌ِ تو، خون و غبار عبداللّه

نيست آن كس كه نشيند به كنار عبداللّه

سِپَر از دست بينداز كه من مي‌آيم

به هواداريِ تو جاي حَسَن مي‌آيم

منم آن كس كه ز غربت به وطن مي‌آيم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه